چند وقت پیشا داشتم با همسرم صحبت میکردم اصلا موضوع به مهریه مربوط نبود که بهو رسید به مهریه و ازدواج و تعیین کردن مهریه که همسر من برای دومین بار گفت مهریتو ببخش این یه دین گردن من و من مهریه رو تعیین نکردم اصلا نباید خانواده عروس مهریه رو تعیین کنن من اینو حتیبه پدر مادر خودمم میگم ( البته واقعا گفته) و گفت من فقط 100 تا میتونم بدم و از این حرفا .اینو بگم که ما چند بار با هن دعوای بدی راشتیم که به خانواده ها کشیده شده یه بار بهم گفت آدم از ترس مهریه نمیتونه کاری کنه و حرفشو بزنه .من خیلی ناراحتم حس میکنم با من زوری مونده البته میدونم دوسم داره واقعا ولی اینم میدونم مثل قدیم نیس
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
آره جفتمون فکر میکنیم که یه روز ممکنه جدا شیم چون اخلاقامون خیلی باهم فرق داره تازه چند وقت پیشا میگ ...
خب دیگه روز اول که بحث مهریه شده فک نمیکرده که جدا شه قبول کرده الان که به جدایی فک میکنه به این نتیجه رسیده که باید یجوری کمش کنه حق طلاقم میده چون واسش مهم نیس جدا شی.بنطرم اگرم میخوای ببخشی 100 تاشو نگه دار و بگو یه چیزی به نامت بزنه