من سه بار خیانتش لو رفت هر سه بارم دست رو قرآن گذاشت که کاری نکرده و گردن نگرفت وگف تکرار نمیشه ولی هردفعه زرنگ تر از قبل عمل کرد
من آبروشو بردم جلو خانواده جفتمون صدای ضبط شدشوبا زنه برا خانواده هامون پخش کردم که نتونه انکار کنه
آلان جلو همه خجالت زدس
پدرمم تهدیدش کرد که اگه تکرار بشه بچها تو وردار برو وطلاق .من نبخشیدم چون واقعا نمیشه فقط دارم بخاطر بچها زندگی مو میکنم حتی جواب سلامش هم نمیدم .عین یه اشغال باهاش رفتار میکنم .اونم هی برام کادو میخره طلا میخره ولی من دیگه سرد شدم ازش فایده نداره
ببین زندگیم دیگه هیچ وقت رنگ آرامش نمیگیره همیشه در حال گریه و زاری اینام هیچی نمیتونه خنده رو لبم بیاره یادم نمیاد آخرین بار کی خندیدم