بازم یه هفته ای گذشت و تو این یه هفته متوجه اینکه شوهرم اعتیاد داره و مشروب میخوره شدم و برای جدایی مصمم شدم و مهریم رو گذاشتم اجرا
با یه وکیل مشورت کردم و گفت فعلا درخواست طلاق ندم
وقتی پیامک اجرائیه برای شوهرم رفته بود برام پاپوش درست کردن و دختر خالش بخاطر اینکه من رفتم و زدمش و بهش فحش دادم ازش شکایت کرد(این قضیه صحت نداره من کاری نکردم)و یه صدای ضبط شده از من حین دعوا داشتن کع باعث میشد من محکوم بشم و شاهد میخواست که شوهرم و باباش شاهد شدن و شهادت دروغ دادن
من هیچکدوم از دادگاه هارو شرکت نکردم و طی دروغ هایی که زیادم باهم هماهنگ نشده بود دادگاه اظهارات رو قبول نکرد و اجازه داد بهم که ادعای شرف کنم و پدرم هم بخاطر صدای ضبط شده قراره شکایت کنه
بعد از اونم بهم تهمت هرزه بودن و ج.ندگی زدن
مهریه من ۱۰۰ سکه و دو دنگ از خونه پدری شوهرم هست که خانوادش ساکن اونجان و خونه حدود ۱۰۰ متره ،چون قولنامه دست نویس بود دختر خاله مثلا وکیلش گفت که سندیت نداره و همه خوشحال شدن و خندیدن
اما دادگاه سندیت رو تایید کرد و قراره کارشناس بفرسته خونه
از روزی که برای خونه فهمیدن هی داشتن تهدید میکردن که طلاق نمیدن
اما الان برای آشتی واسطه میفرستن
خانوادم یه درصد راضیه برگشت من نیستن و میگن فقط طلاق وسلام
خودمم عقلم و منطقم میگه این پسر لایق یه شانس دوباره نیست
رفتار من با خانواده شوهرم رو میتونید تو تاپیک عروسمون دختر بدیه بخونید که من از زبون زن عموم نوشتم که شناسایی نشم اما الان انقدر دلم پر بود که نتونستم نگم
نظرتون رو بگید لطفا