سلام
ببخشید من امروز طبق گفته خودش متوجه این موضوع شدم و چندین ساعته اشکام بند نمیاد و البته یه طورایی بهش حق میدم
منظورم پسرخاله کوچیکمه که دقیقا از بچگی برام هین داداش کوچولوم بوده و خیلی خوب میشناسمش
دلایلی داره برای خودش اما بنظرم من هیچ دلیلی برای آسیب زدن به خودش قانع کننده نیست
یه سری اختلافات با خانوادش داره که قابل بازگو کردن نیست اما خب من حق میدم که از لحاظ روحی روانی تحت فشار زیادی باشه و بهم بریزه
ولی خب فکر نمیکردم سیگار بکشه
اونم یک سال!!!
الان طبق گفته خودش با کمک چند تا از دوستای صمیمیش ترک کرده و دیگه سمت چیز دیگه ای نرفته و میدونمم که اهل دروغ نیست
اما انگار تو شوکم هی بغضم میگیره و کاری هم از دستم برنمیاد براش بکنم
بخاطر یه موضوعی خیلی تحت فشار خانواده شه و اصلا بچه ای نبود که سمت اینجور چیزا بره
الان فقط به کمک دوستاش کشیده شده سمت هیئت و امام حسین(ع) و اونطوری تونسته کمی از فضای آلوده آدمای سیگاری و دوستای بیشرف ش که اینطوری به لجن کشوندنش دور بشه و من خیلیییی زیاد از این بابت خوشحالم که الان سالمه
اما نمیدونم چیکار براش بکنم بنظرتون؟؟
برای روحیش چی خوبه؟؟