رفته بودم مغازه شوهرم ی اقایی از همکارای شوهرم اومد تو نمیدونست من زنشم
برگشت ب شوهرم گفت وااای چقد فلان شذی موهات سفید شده چقد اله بله بهمان شوهرمم میخندید
بد اون طرف برگشت گفت من اگ خوب موندم زنم خوب بوده زنم خیلی خوبه
ی حس بدی بم دست داد شوهرم ب خاطر مشکلات خونوادش ب این روز افتاد بد الان ...