2789
عنوان

این چشه یعنی😅

270 بازدید | 23 پست

هر شب بین ۹ تا ۱۲ زنگ میزنه ۲ ساعت حرف میزنه باهام بخوام برم میگه الان که کاری نداریم حرف میزنیم دیگه...

بگم می خوام برم فلان کافه یا باغ و جای دیدنی میگه صبر کن ترم شروع بشه می برمت.خودش یه شهر دیگه هست

پام آسیب دیده حین ورزش مامان و بابام یه مدت نبودن تازه رسیدن بهم گفت خوبه خیالم راحته پیشتن.

ولی چطور بگم حرفایی هم که میزنه گاهی آدم حس می کنه در واقع فقط به عنوان دوستش می بینه من رو.

دوستم گفت مستقیم برو بگو منظورش چیه...

والا می ترسم مسخره کنه بگه من مدلم این طوری بوده و...

من که نمی فهمم چه مرگشه اما خب ذهن درگیرش نیست یعنی برام مهم نیست فقط کنجکاوم

تو اب نمکی

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



یعنی چی🤣🤣🤣

یعنی فعلا نگهت داشته سبک سنگین کنه ببینه وارد رابطه میخواد بشه یا نه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
یعنی فعلا نگهت داشته سبک سنگین کنه ببینه وارد رابطه میخواد بشه یا نه

این رو که یه جورایی فهمیدم.

خب من باید چیکار کنم،؟

یکم بی تجربه و چطور بگم نمی دونم چه کنم

من دوسش ندارم ولی خب بدم نیست خدایی پسر خوبیه

این رو که یه جورایی فهمیدم.خب من باید چیکار کنم،؟یکم بی تجربه و چطور بگم نمی دونم چه کنممن دوسش ندار ...

پا نده

تماسا رو کم کن

از دوست خشک تر رفتار کن

راه اینه که به چخ نری

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
متوجه شدم🤣🤣🤣من باید چیکار کنم؟

اگ دیدی بجز شبا ۲۴ حواسش ب تو بود و آنلاین نبود زیاد موقعی ک ب تو میام میده بدون شدی درگیری ذهنیش بنظرم یکم سنگین تر رفتار کن لزومی نداره ۲ ساعت بشینی پای حرفاش مگ پادکست یکم دوری کن اگ زود دور شد بدون هیچ خبری نبوده 

مورد آخر یعنی چی؟🤣


  

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
بخواد بره بیرون برم باهاش؟

اگه گفت و عین آدم دعوتت کرد برو

در غیر این صورت نه

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792