۲۲ آبان ۱۴۰۳ بیبی چکم مثبت شد خدایا شکرت🥹😍جوجمو سپردم به خودت😍امشب ۲۶ آبان رفتم سونو و گفتن زیر یکماهی و دیدم ساکتو فرستادی اما خودت هنوز نیومدی🥺جان مادر من و بابایی از ذوق داشتنت نمیدونیم چیکار کنیم زودتر بیا تو دلم🥹😍🫂جوجوی منننن ۱۸ آذر رفتم دیدم قلب کوچولوت داره میتپه فدای اون قد و بالای کوچولوت بره مامان😍
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀 دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
۲۲ آبان ۱۴۰۳ بیبی چکم مثبت شد خدایا شکرت🥹😍جوجمو سپردم به خودت😍امشب ۲۶ آبان رفتم سونو و گفتن زیر یکماهی و دیدم ساکتو فرستادی اما خودت هنوز نیومدی🥺جان مادر من و بابایی از ذوق داشتنت نمیدونیم چیکار کنیم زودتر بیا تو دلم🥹😍🫂جوجوی منننن ۱۸ آذر رفتم دیدم قلب کوچولوت داره میتپه فدای اون قد و بالای کوچولوت بره مامان😍