2777
2789
عنوان

تجاوز

| مشاهده متن کامل بحث + 9410 بازدید | 115 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

توخونش رفتی؟رابطه کامل برقرار کرد؟ای خدالعنتش کنه

از پشت بود خیلی اذیت شدم 😭

نهایتا دل به جایی می رسد که دو راه بیشتر ندارد:یا باید خون شود یا سنگ.‌‌‌‌‌‌‌     وَتَنَت وَطَنَم...♡💍🥰A♡                            تو نیمِ دیگر ِمن نیستی تمام منی...A          

ن بابا نمیشه که...با اون یارو چیکار کردی خیلی عوضی بوده کاش بری ب زنش بگی تو ک ب روز سیاه نشستی اونم ...

نمی‌شناسم زنشو 

من حتی فکر میکنم الکی می‌گفت زن دارم فقط میخاست یجوری ما رو به خودش نزدیک کنه

خدا لعنتش کنه

ایشالا😭

نهایتا دل به جایی می رسد که دو راه بیشتر ندارد:یا باید خون شود یا سنگ.‌‌‌‌‌‌‌     وَتَنَت وَطَنَم...♡💍🥰A♡                            تو نیمِ دیگر ِمن نیستی تمام منی...A          

نمی‌شناسم زنشو من حتی فکر میکنم الکی می‌گفت زن دارم فقط میخاست یجوری ما رو به خودش نزدیک کنه

واااای خدای من.....خدا لعنتش کنه ازش نگذره ولی خب خواهر من توام با پای خودت پاشدی رفتی خونه طرف باید احتمال هر چیزی رو میدادی دیگ

هر کی با من در افتاد ور افتاد😝😝😝😝🤷

مربی هست بی شرف همه کار آموز هاش هم دختره منم اونجا آشنا شدم باش میره بقیه رو بدبخت می‌کنه گول میزنه ...

صد در صد نفر اول نبودی نفر آخرم نیستی این آقا باید به دست قانون سپرده بشه سکوت نکنید،برید پیش پلیس بگید که نمیخواید خانواده بفهمن کسی بهشون اطلاع نمیده،از لحاظ بیماری های مقاربتی عزیزم حتما چک کن که مشکلی برات پیش نیاد،حتما حتما آزمایشات مقاربتی رو انجام بده.

من ی بار ۱۰ سالم بود مامانم با گوشی حرف می‌زد منتظر ماشین بودیم خیابون خلوت بود بعد ی مرتیکه تقریبا ۴۰ ۴۵ ساله دستش سیگار بود اول یکم لبخند زد به آبجی کوچیکم که نی نی بود بعد از چند دقیقه خیلی ببخشید اونجاشو کامل از جلوی شلوارش که زیپ شلوارشو باز کرده بود در آورد من خیلی ترسیده بودم هربار مامانم مثلا لرمیگشت این مرتیکه پشتشو به ما می‌کرد که مثلا کاری نمیکنه اما من هربار رومو طرفش میکردم میدیدم اشاره میکنه سمتم کثافتو هنو یادم نرفته ، شبش رفتیم مسافرت مهمونی من کوفتم شده بود از ترس به هیچکی نگفتم حتی اونموقع به مامانم نگفتم جیزی که مثلا مرده رو دعوا کنه یا یکم جیغ داد راه بندازه کل مسافرت فکر اون عوضی بودم 🤮😭😭😭😭😭 

خدایا شکرت🤍 🎆 🎗 وقتی تو بحث و دعوا جوابتو نمیدم بدون که برام مهم نیستی 🎗

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دختر سرکش

3456ssss | 5 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز