منکه عمری ازم گذشته خدایی سیرم وقتی میبینم برگشتم ونمردم یه دیونه به تمام معنا میشم عقلم از سرم میره به زمین وزمان ناسزا میگم به همه مشکوک میشم
ولی دیگه دنبالش نمیرم بزار بمونم محبت کنم به یه دونه دخترم من مادر نداشتم اقلا برای دخترم مادری کنم من بمیرم اون چی میشه چه رنجی میکشه تا عمر داره غصه میخوره پس صبر مینم تحمل میکنم همین جور که تواین ۵۰ سال صبر کردم شماهم بفکر بچه خودت باش شوهر آدم بدرد نمیخوره دلسوز نیست ولی بچه گناه داره
شاید حکمتی درش هست