سلام دوستان میشه نظرتون راجب این اتفاقی که برای من پیش اومده بگین
من واقعا گیجم اصلا نمیتونم درست فکر کنم یاتصمیم بگیرم
من وهمسرم چهارساله ازدواج کردیم الانم نزدیک یک ساله که سرخونه وزندگیمونیم دوسال هم باهم دوست بودیم مازندگیمونو عاشقانه شروع کردیم وهمسرم برای این ازدواج خیلی پافشاری کردارتباطمون بابرادرم خیلی خوب بود همه جا میرفتیم باهم مسافرت ،بیرون شهرو.... تااینکه چندوقت پیش به پیشنهاد زن داداشم یه بازی نصب کردیم که تواون بازی میشد چت کرد من متوجه شده بودم که همسرم با زن برادرم توی اون بازی چت میکنه ولی میدونستم که در حد صحبت ودرمورد بازی بوده فقط تااینکه چندروزپیش برادرم زنگ زد بهم وکلی حرف وفوش دادبه شوهرم که شوهرت میخواسته مخ زنمو بزنه هرجا ببینمش میکشمش این قضیه رو به شوهرم گفتم کلی دعواکردیم ومن فقط وسایلموجمع کردم وگفتم بایدجدابشیم کلی همسرم گریه کرد وگفت هرچی بوده ماخودمون فهمیدیم کارمون بده توبه کردیم هرچی هم بهش میگم خب مگه چی گفتین بهم که میگی توبه کردیم زیربار نمیره میگه کلا چت کردن ما کار اشتباهی بوده ازیه طرف هم از زن برادرم پرسیدم که توباشوهرم چت ناجور داشتی میگه اره من نمیدونم باید الان حرف کدومشونو باورکنم
شوهرم میگه فقط زن داداشت درد ودل میکرده وراهکار میخواسته ازم
مشاوره هم رفتم ولی بازهم دلم طاقت نمیاره وبااین زندگی نیس
شوهرم میگه اگه توبری منم خودمو ازبین میبرم بدون تونمیتونم زندگی کنم
بهش میگم پس بگوحقیقت چی بوده میگه من فقط میخوام همه چیوگردن بگیرم تازندگی برادرت ازهم نپاشه😔