اینهمه وقتمو عمرمو گزاشتم براش
ناراحت بوده گفتم بیا حرفاتوبزن راحت شی من هستم
دوسش داشتم
میگفتم عروس شی میام عزوسیت ساقدوشت میشم و...
البته نه ازاینجور دوستیا وازدواجا که من مخالفم ودرست نیست
عصبانیم میکنه بااین کارش
من گفتم چه معلوم شاید میخواد کلا سرت بزاره اصلا شاید پیرمرد۶۰سالس عکسه هم فتوشاپه و حرفاش الکیه ودزوغه
گفت بهم زهرااینقدر بدبین نباش باهاش تلفنی حرف زدم
واقعا سرم تیرمیکشه وقتی فکرمیکنم دستم بیاد میکشمش