خب پس تقصیر خودته عزیزم. ببخش اما برای خودت احترام و ارزش قائل نیستی اونم اینجوری میکنی. باید یه جدری باهاش سرسنگین میشدی که بشه دفعه اول و آخرش. خونه شم چیزی نخور اصلا
همون چون بچه داشتم خیلی سخت میگرفت عروسی هم نگرفتن برام ماهم بیست روز رفتیم شمال گوشیارو خاموش کردیم عشق دنیارو کردیم بعدم اومدیم خونه یک هفته هم اونجا خاموش بودیم ب هیچکس نگفتیم برگشتیم 🦦
خب مگه گاو و بز مادر نمیشن شیر نمیدن ؟ به نظرم اصلا هم مقدس نیست چون همه پستانداران زایمان میکنن بچه ...
بله احساسات مستقله. ولی خیلی ببخشید خیلی عذر میخوام واقعا شرمنده ام شما حاضری به مادرت بگی مثل گاو به بچه ها شیر دادی؟ با استدلال اینکه هر حرفی نظر شخصی منه درست نیست به کار بردنش. من نگفتم شیر دادن مقدسه که میگی همه حیونا شیر میدن. گفتم حس مقدس مادرانه رو با گاو و بز یکی کردن درست نیست. مادرشوهر استاتر بهش گفته دور از جونش اندازه گاوی ما همه ریختبم اینجا داریم مادرشوهر رو فحش میدیم. بعد شما خیلی راحت حرف مادرشوهر رو با بیانی دیگه داری میگی؟ بپذیرید که مقایسه قشنگ و درستی نکردید
دم شوهرت گرم واقعا من فقط آرزومه از ساختمونشون برم همین
من خودم خونه دارم خونه خودم میمونم نذاشتم شوهرم خونه بگیره از نظر من کار خوبی کردم و همیشه یه قدرت دست من میمونه از نظر شوهرم از زیر کلی فشار مالی راحتش کردم و همیشه ممنونمه 🥹