2777
2789
شما ناهار و شام کسی دعوتت کنه خونه خودت میخوری بعد میری؟؟؟  مثلا طرف گفتع شام بیا ساعت ۱۰ شام ...

عزیزم شما چرا فقط داری حرف خودتو میزنی. بله من اگه جایی بهم بگن گاو تا آخر عمر نمیرم. ولی حالا ایشون چون عروس خانواده ست و باید بره هر روزم که دعوت نمیشه هر وقت دعوت شد همون ساعت ۶ عصر یه شام کامل بخوره قطعا گشنه نمیشه تا ۱۰. ۱۱ شب. اگه ام کمی گرسنه شد می ارزه به اینکه نادرشوهرش رو از رو ببره. مگه کسی واسه خوردن جایی میره که اجازه بدیم چون شامشون رو خوردیم بهمون بگن گاو. و دفعه بعد باز بریم سر اون سفره بشینیم. دیگه ۱ ساعتم آدم گشنگی بکشه بعتر از توهین شنیدن. بعدم هرکی ۶ . ۷.عصر چیزی بخوره والله دیگه حداقل سر شام سیره. حالا واسه دو ساعت بعدشم تحمل کنه دیگه تا بلکه از رو بره مادرشوهرش

من امیدم به خداست....بعد خدا هم به خداست....
کار خوبی کردی آفرین  عروس عمو شوهرمم مثل شما خودش خونه داشت و حسابی هم شوهرش رو جمع کرده فقط د ...

هوم من حضانت تام دارم تا اجازه ازدواجش هم با خودمه کلا خودشو سلب کرده شوهر اولم از مسئولیت دخترم 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

دقیقا دختر ش از سختی کشیدن لاغر شده حرصشو سره من درمیاره

من خودمم لاغرم ربطی ب سختی نداره ژنتیکیه اینجوریه من دوتا زایمان داشتم همون وزن قبل زایمانمم 

ولی مانتو های قبل زایمانم بهم تنگ شد همین مچ دستم اندازه سه تا بند انگشته 🤣

هوم من حضانت تام دارم تا اجازه ازدواجش هم با خودمه کلا خودشو سلب کرده شوهر اولم از مسئولیت دخترم&nbs ...

خیلیم عالی و خوب خداحفظتون کنه ان شالله خیرشونو ببینی و همیشه شاد باشی

ناراحت میشم

گریه میکنم

ازونجا میرم

دیگه محل سگم نمیدم بهشون

خواهر بزرگه ی دو تا دختر و دو تا پسر کوچولو ام که همیشه از بچگی مامان کوچولو صدام میکردن چون براشون مادری کردممم😍ولی حالا که موقع مامان شدنِ خودمه...😢

مادرشوهرم سیاست دارع نمیگه اینجوری ولی هی داشت میگفت چرا ب دومی شیر خودتو ندادی و فلانو ال و بل منم ...

چه حرف دل منو زدی. منم تو یه ساختمون بودیم سر بچه اولم خیلی اذیت شدم. سر همین شیر دادنو اینا میومد سینمو نگهمیداشت 

 دیگه دومیو ک باردار شدم یاد اون روزا میفتادم حالم  بد میشد. شوهرمو بزور راضی کردم خونمونو دادیم اجاره اومدیم جای دیگه اجاره. فکز کن ماه هشت بارداری اساس کشی کردم. الان ۱۰ روزه زایمان کردم.نمیدونی چ ارامشی دارم.

شما ناهار و شام کسی دعوتت کنه خونه خودت میخوری بعد میری؟؟؟  مثلا طرف گفتع شام بیا ساعت ۱۰ شام ...

به خدا نمی‌دونم قبلاً از حرصش زیاد می‌خوردم ولی اینجا دوستان گفتن نه نخور

چه حرف دل منو زدی. منم تو یه ساختمون بودیم سر بچه اولم خیلی اذیت شدم. سر همین شیر دادنو اینا میومد س ...

خوشا بع سعادتت ک رفتی 

شوهر من نمیاد بریم ک 

بهشم میگم مثلا ننت اینجوری کرد از رو خریت میرع میگ

خداروشکر تو راحت شدی من هنوز تو همین خراب شده م 

بچه دومم شد سه سالش 

باورت میشه گاهی میگم اگ از ساختمونشون رفتم یکی دیگ میارم ک فقط معنی آرامشو اذیت های قبلی رو بشوره ببره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792