بذار اون بیاد خونتون من دوران عقد راهمون خیلی ازشما دورتر بود شوهرم میخاست بره خدمت شهر خودش افتاده بود توقع داشت برم خونه اونا بمونم گفتم ن عزیزم هرموقع خودت تونستی بیا بهم سربزن منم دلم برات تنگمیشه ولی نمتونم اینجوری معذبم ۳ماه موند بعدش انتقالی گرفت اومد شهر من