بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دل من فقط به بودنت خوشه🤍🫀✨ ... جمله ی چرا انقدر زود ازدواج کردی؟ به اندازه ی جمله ی چرا ازدواج نمیکنی؟ زشته... لطفاً به اسم روشنفکری در زندگی دیگران دخالت نکنید
یه دختره و پسره ازدواج کردن از اول اول زندگی خوبی نداشتن یاخانوا های دختره یا پسر دخالت میکردن زندگیشون باهمه ی دخالت ها رفت جلو تا چند سال بعد صاحب یه دختر شدن
اینم بگم دختره با اصرار پدرش ازدواج کرده از اول ازدواجشون پسره گوشه گیر بود از حق نگذریم براش عروسی خوب و کلی طلا میگیره بعد عروسی دختره این و از این دکتر به اون دکتر میبره تا افسرده گیش خوب بشه خواهر شوهر خواهر خودشم فقط سر کوفت میزنن به یه برهه از زمان میرسه که حتی تو یخچالشونم غذا برای خوردن نداشتن دختره همه طلا ها سرمایشون و برای درمان پسره خرج میکنه
زمان بارداری سختی و میگذرونه و روزی که دردش میگیره شوهرشم راهی بیمارستان میشه چرا چون کلیه اش سنگ میگیره و روزی که دختره تو بیمارستان به دنیا میاد باباش نبوده بالاسرش داداش شوهره میره بیمارستان و مادر و میاره آخه بچه وقتی به دنیا میاد مریض بوده و یک ماه تو بیمارستان مونده مادر یه پاش بیمارستان بوده و یه پاش خونه وقتی مرخص میشه بچه پدر بچه برشکست میشه و تمام اموالشون و از دست میدن دوباره زنده و شوهره میدون و سر کار میرم با هزار زحمت 30ملیون سال 85اینا به دست میارن که یه از خدا بیخبر
بچه رو میزاره و میره بچه یه مدت خونه این عمو و زن عمو و عمه میچرخیده از حق نگذریم زن عموهاش خیلی هواشو داشتن مادر بعد از چند وقت بچه رو میبره پیش خودش و اون جا سرکوفت مادر بزرگ و خاله نابودش می کنه در هفته یه روز با باباش میرفت بیرون یه روز که میره یه چی عمه ه راجب مادر میگه و بچه میره به مادرش میگه عمه این و میفهمه لب بچه ی 5ساله رو با پشت قاشق میسوزونه