2777
2789

همون عمویی که رفت بیمارستان عیادت همون می‌ره مادره رو برگردونه قول ترک دادن شوهرشم بهش میده 

قبول می‌کنه و دوباره همه چی از صفر شروع شد شوهرش که ترک کرد خانم دوباره یه مقدار از طلا هاش و به شوهرش میده که از این وضع در بیان 

کاربری دست دو نفره 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

دوباره اون پول از دست می‌ره مرده می‌ره کاره گری می‌کنه و کم کم وعضشون بهتر میشه خدایی مرده تمام حساب و پولی رو که درمی‌آورد به خانم میداد ماشین گرفتن پراید و برای خانمش و خونه خرید میکرد و بعد از چند وقت تو این مدت پول جمع کردن و به فکر خرید ماشین خارجی آقا افتاد خانم به شدت مخالفت کرد و رفتن به واحد کوچیک خونه گرفتن مادر زن خیلی ناراحت شد به دخترش می‌گفت طلات و نفروش 

کاربری دست دو نفره 

خونه رو تو خاک خریدن چون با اون پولی که اینا داشتن خونه نمی‌دادن بهشون مجبور شدم ماشینشونو فروختن هر روز خواهر به این خانم سرکوفت میزد خونه شوند آماده شد و این ها اسباب کشی کردن 

خانم و بچه هم تو این مدت عوض اینکه برن بیرون تفریح از صبح تا شب سر کار بودن تا پول دارن تفریح بچش تو تابستون شده بود کارکردن تو سره کار 

کاربری دست دو نفره 

بعضی از شبا همون جا می خوابیدن یه بچه شش هفت ساله رو زمین سرد رو سنگ و بدون متکا و پتو 

یکم که وعضشون بهتر شد دوباره ماشین گرفتن 

یکی دوباره نامردی کرد و باعث شد از طرف خانواده ی خانم که شوهره یه یکسالی سر کار نره

کاربری دست دو نفره 

این دفعه دیگه وضع شوند بهتر شده بود اونم درحد زود گذر که رفتند یه مغازه خریدن مغازه خریدن و حسادت کردهای خانواده مادر همین خانم آنقدر سرکوفت میزد به دختر و نوه ش 

کاربری دست دو نفره 

عفونت وارد خونش میشه و کسی امید به زنده بودنش نداشته خانمه یک هفته تو بیمارستان تنها میمونه و دخترشون هم سه روزی خونه ی خودش تنها می مونه حتی شبا 

دختره زنگ میزنم به مادرش میگه دخترم تو خونه تنهام بیارش پیش خودت ..

بالاخره پدره از کما درمیاد و بعد چند وقت مرخص میشن بچه ش وقتی تو این حال میبینن آتیش میگیره چوون نمی دونست این اتفاق افتاده یه دفعه در و باز می‌کنه و میبینم دیوونه میشه مرده کرونا هم میگیره و 60درصد ریه ش درگیر میشه و تو این مدت دختر ه خونه ی مادر بزرگ مادری بوده اونجا از صبح تاشب

کاربری دست دو نفره 

کار می‌کرده شده بود نوکر خونه مادربزرگ و هر روز سرکوفت خاله ها و مادربزرگ رو گوش میداده شیش ماه رنگ مادر پدر رو ندیده بعضی از روزامادره وقت نمی کرده زنگ بزنه آنقدر غر به جون این بچه میزدن میگفتن بی عاطفه س تو رو یادشون رفته و..

کاربری دست دو نفره 

شرایط اقتصادی بدی داشتند ولی گذروندن و وقتی دختره رفت خونه خودشون خیلی خوشحال شد ولی انگار تو خونه ی خودش احساس غریبی میکرد 

بعد خواهر زنه یه آبجی داشت این بچه اش اوتیسمی بود اونو میآورد خونه این ابجیش آنقدر این بچه رو میآورد اونجا که از دست این خانواده فقط غذا می خورد شده بود دوست شوهرش 

اوتیسم یه اختلالی هس که مغز یا بدن جواب حرکت و نامیده این بنده خدا نه مغزش فرمان میده نه بدنش می تونن حرکت کنه خلاصه تو این همه بد بختی اینم شد قوض بالاقوض 

خدایی شوهرش خیلی خوب بود یه بار نگفت اینا کمکمون نکردن چوب را سنگمونم میزارن 

کاربری دست دو نفره 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108