چندوقت میگذره که نامزدیم بایکی بهم خورده بااینکه همه میگن شانس اوردی بهم خورد و ازبدی های طرف و خانوادش میگن،خودمم قبول دارم اگه تواون رابطه میموندم جز افسردگی چیزی نصیبم نمیشد،منطقی قبول دارم ولی دلی نمیدونم چرا دلم میگیره بعضی وقتا..
دلم میگره ازاین که چقدر درحقم نامردی کردن و جلوی خانواده غرورمو شکستن و الان دارن راست راست راه میرن و به ریش نداشته من میخندن،کاش خدا به دلم یه نگاهی بندازه:)