من باید سرکار برم نسبت به موقعیتی که دارم، ولی اصلا نمیتونم، سالها خونه بودم و ادم اجتماعی نبودم ک تو اجتماع باشمو راحت باشم، بقول معروف تیزو بز و سرزبوندار نیستم، زودم روحیمو میبازم، درونگرام، و صبحها هم سختمه بیدار شدن، چیکارکنم؟ سنم رفته بالا مجردم عمرم داره میگذره، عادت کردم به تنهایی و خونه،