من با مادرشوهرم توی یک ساختمونم بعد یک هفته است با مادرشوهرم یکم سرو سنگینم بخاطر اینکه برادرشوهرم چند بار بچمو دعوا کرده بعد دیشب شوهرم از سرکار که امد رفت پیشش فکنم فشارش بالا بود بعد امده با من سرو سنگین رفتار میکنه موقع خواب هم میگه برو اونور بخواب حوصلتو ندارم منم گفتم به درک نداری خدا مادرشو لعنت کنه بخدا نمیدونم چیکار کنم حالا خوبه شوهرم زیاد دهن بین نیست ولی روی فشار مادرش حساسه
خب شمامیتونی بدون اینکه به مادرشوهر بگی خودتون بابرادرشوهرتون جوری برخورد کنید که دیگه خودش رغبت نکن ...
این برادرشوهرم وزنش هر کاری کردن مادرش پشتشون بود بعد به ما میگفت شما هیچی بهشون نگید گناه دارن الانم من به مادرشوهرم گفتم زحمت نداد به بچش تذکر بده تازه از من ناراحت شده کهچرا به بچمگفتی چشمتو کور میکنم