به اسی فحش بدید ، بزنید تو سرس ، بگید بیعرضه و بی اعتماد به نفس !!!!
هیچکدوم درکش نکردید ، خانواده جنگی. مادر مریض و خودخواه که روز خواستگاری اسی میخواسته بره خونه داداشش ، اسی مثل یک کلفت تو خونه کار میکرده ، باباش پول شیرینی و میوه روز خواستگاری رو از اسی میگیره ،
مادرش زنگ زده به خواهر اسی که دارن میان این دختره رو ببرن ما از دستش راحت شیم
یک جهنم واقعی بوده زندگی ش بعد شما دستور بدید که اسی عشقش رو رها کنه باز بمونه تو این جهنم !