یکم که گذشت و عادت کرد به کمک برای مهمونی با راهنمایی دوستم
روزا قشنگ استراحت میکنم تکرار سریالامو میبینم بچمم ازادانه ریخت و پاش میکنه از نیم ساعت به اومدنش پا میشم بدو بدو اول شام بعد جمع و جور و.. حالا میاد میبینه من عرق کردم دست به جارو پشتش تی میکشم دسمال کشی بعد شام بیارم ظرف بشورم و... همشم میگم خب بچست میریزه کل روزو به کارم تا 11 شب پشت هم جلوش کار میکنم اوایل بی خیال بود کم کم یاد گرفت کمک کنه میاد یک چایی میخوره پامیشه کمک میکنه منم سریال و .. تعطیل که مثلا اصلا وقت ندارم پشت همم از خوب کارکردنش تشکر میکنم و یادشم میدم
حسابی دست به کار شده
حیم به بچه میگه خودت کاراتو بکن مامان اذیت میشه