نشد من تو زندگی یه شب ارامش داشته باشم.از وقتی پدرم فوت شد همش کنار مادرم بودم که چیزیش نشه و دایم استرس داشتم٫
مدتیه مهاجرت کردم یه کشور دیگه
از وقتی مهاجرت کردم مادرم مریضه٫این ماه ۳بار سرش گیج رفته و خورده زمین با صورت ٫عفونت خون هم داشته
امشب زنگ زدم فکر کردم داره تی وی میبینه همش میگفت وای نگاه کن همه جا انیش گرفته داره نشون میده٫
خواهرم اومده بود بهش سر بزنه از پشت تلفن گفت بیا تلگرام کارت دارم٫
گفت مامان الزایمر گرفته همش داره پرت و پلا میگه،سراغ مادرشو که سالها پیش فوت شده میکیره و همش میگه وای اتیش داره میکیره همه جا
میگم نکنه سرش ضربه خورده یا بخاطر عفونت خون هزیون میگه؟به خواهرم گفتم صبح ببره دکتر
دارم روانی میشم
تورو خدا براش دعا کنین من دق دارم میکنم