شما فرض کنید خودتون کارفرما هستید بعد من منشی سابقم دختر بزرگشو میورد سرکار دو سه روز در هفته و درس بهش یاد میداد ...من بهش یکی دوبار گفتم فلانی شما تایمی که اینجا هستی باید حواست به آموزشگاه باشه منم دارم پولشو میدم بهت رفتی خونه برو به درس بچه ت برس خواهشاً بچه نیار گفت نمیتونم نمیمونه خونه ...آخه سر جمع سه ساعت عصر میومد ...تا این آخری ها دیدم دختر دوستش هم آورده اینا اسباب بازی هاشون رو ریختن روی میزهای آموزشگاه آخ من کلی حرصم گرفت ...گفتم من گفتم بچه ی خودت هم نیار بچه ی دوستت هم آوردی و بعد ناراحت شد گفت من دیگه نمیتونم بیام ... اکثرا هم حواسش به گوشی و بچه اش بود ...حالا چون باهم فامیل بودیم بهم دارم اطرافیان میگن این نیاز مالی داره بیارش گفتم من نمیرم التماس کنم خودش گفته نمیام من که بیرونش نکردم سر کار جای بچه نیست...شما جای من بودید چکار میکردید ...؟ اینم بگم یه منشی پیدا کردم منتها دلم همش میسوزه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم کارمندم مدرسه پسرم ک تموم میشه دو ساعت میاد پیشین اولش ک من ده ساله سابقه کار دارم دوما ک اول با مدیریت مطرح کردم و پذیرفتن سوما کار داشته باشم گوشیمو میدم پسرم و اون میشینه ب. بازی ولی کار نداشته باشم منم باهاش درسامو مرور میکم و بازی میکنیم.تازه من کار دارم همکارا میرن از مدرسه میارنش
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همچو محو تماشای نگاهت
دل سوزی بیجا نکنید وقتی کسی که خودش کار نمی کنه و توقع حقوق داره و بچه شو می تونه توی خونه بزاره جای بچه که سر کارنمی شه شاید ماهی یکی دو روز اونم برای بچه ولی سرتاسر سال نمی شه
انسانیت داشته باشیم به معنای واقعی در غیر این صورت فقط یک مخلوق هستیم مثل همه مخلوقات جهان
ببین کسی که شاغل باشه میدونه کار کردن با ادا و اطوار و قر و قمیش و ناز و عشوه برای کار اصلا امکان نداره کار کردن اصولی داره یا میپذیری یا نمیپذیری دیگه هر جایی قانون خودشو داره
😍آه باران باران شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی یاد تو را خواهد شست؟؟😍