من یه دختری بودم همه بهم میگفتن تو اصلا احساس نداری
چندماه طول کشید فقط به این بگم دوست دارم
به مرگ مامانم به مرگ بابام
این برنگرده هیچوقت از مامانش نمیگذرم چون ما برناممون چیزای دیگه بود اصلا قرار نیست با خونواده ها زیاد در ارتباط باشیم😭😭😭که حالا شده دعانویس و هرکاری میکنه ما بهم نرسیم😭
ولی با یه هفته رفتن یا نبودن نمیشه آروم بود مثل سابق من خوابگاهیم برگردم خونه دیگه باید مثل میت ساکت بمونم