دانشجو هستم. یه دختری تو کلاسمون هست این از ترم یک تا الان روی من حساس شده نمی دونم چرا سایه منو با تیر می زنه. هیچوقت هم اعصاب درست و حسابی نداره. من روی نظم حساسم و وقتم خیلی برایم با ارزشه اما ایشون نه! می خواد همیشه کنسل کنه ، بپیچونه و... و توقع داره دیگران هم باهاش همراهی کنند.میگه مگه اینجا دبستانه که انقدر پیگیری و حرص درس رو می زنی( خیر سرمون اومدیم دانشگاه کلی هزینه می کنیم). کلاس نرفتن یک بار دو بار مزه میده نه اینکه به کل تعطیل کنیم. منتظره من یه پیام تو گروه کلاسی بذارم ( با هر موضوعی) رگباری پیام میده و بحث می کنه و یه جوری جلوه میده انگار من باهاش دعوا دارم اون بی تقصیره! همه ی حرف هاش هم پر از طعنه و کنایه س توقع داره کسی جوابش رو نده، دیشب یه نظرسنجی گذاشتم تو گروه گفتم فردا پس فردذ بریم سر کلاس با نه یه قشقرقی راه انداخت!! من آروم و مودبانه جواب میدم اون یه دری*ده بازی در میاره که نگو! خب دید بچه ها نسبت به من عوض میشه. از اونهاست که میگه من درست میگم حرف حرف منه! از گروه ترک کرد میگه تو بچه ای کاش بزرگ بشی ، یکی از بچه ها عضوش کرد برگشته میگه کاش عضوم نمی کردی حالم داره بهم می خوره! دوستاش هم بدتر از خودش میگن کاش شعور داشتی و از فردا هر کسی بحث کنه ریمو میشه.(●__●)
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خودش مشاوره می خونه دور از جون شما نمی فهمه کلی آدم با کلی دیدگاه وجود داره. از من کاری بر نمیاد ، نمی خواستم این ترم باهاش همکلاس باشم متاسفانه دانشگاه حق انتخاب بهمون نداد فقط یک استاد برای هر درس معرفی کرد چون یک گروهیم