هیچوقت فک نمیکردم همچین تاپیکی بزنم چون شوهره من یه ادمه اعتقادی و خجالتی و ساده بود همین الانم باورم نمیشه هنوز
شوهره من یه مدت تو تابستون با دوستاش خیلی میرفتن پاسوربازی تا دیروقت بعد یه دعواییمون شد دیگه نرفت ولی تو اون مدت اصن انگار منو نمیدید همم اینکه سیگار کشیدنشم ارونجا شروع شد
بعد اینکه دیگه یه مدت خوب شده بودو نمیرفت پیش رفیقاش بعد ما یه کاندوم تو خونه داشتیم ماله دو سال پیش بود فقط یکی دوتاشو استفاده کرده بودیم بعد حالا رفتم تو خونه تکونی باز کردم دیدم دوتا توشه هیچی نگفتم
فقط گذاشتمش رو اوپن ببینم چکار میکنه بعد تا اومد دید اومد گفت چرا ناراحتیو منم گفتم پریودم دلم درد میکنه
الان چندروزه نه اون حرفی زده نه من اصن نمیدونم ثضیه چیه ولی اینم میدونم که نه خودم درشو باز کرده بودم نه برداشته بودم و الان میبینم فقط دوتا داخلشه
الان از شنبه تاحالا نه اون حرفی زده نه من حتی نمیاد بپرسه چته حتی حاضر نیس ببینه چرا من دارم انقد زجر میکشم من خیلی خستم از از خانوادشم خیلی کشیدم خیلی داغونم توروخدا کمکم کنید حالم خیلی بده ب هیچکسم نمیتونم بگم دردمو 😭😭خواهرانه کمکم کنید