2821
2789
عنوان

شلختگی

200 بازدید | 16 پست
از دست خودم خسته شدم خیلی بی انگیزم یه چند روز خونها رو از بس میریزم منفجر میشه بعد خودم و مرکشم تمییز بشه تو همه چی افراطی هستم هم تو تمییزی هم تو شلختگی یه روز شام دارم چندروز ندارم دلم واسه همسرم می سوزه از خودم خسته شدم دیروز مادر شوهرم اینا اومده بودنبعد شام اضافی غذاهارو چپوندم تو یخچال برادرشوهرم در یخچالو باز کرد گفت وای چه خبره چه قدر بهم ریختس آب میخواست خودم گفتم دریخچالو باز کن خجالت کشیدم
منم الان از دست خودم دارم دیوونه میشم وسواس گرفتم پدرم داره در میاد.دلم برای شلختگیم تنگ شده

مادر که میشوی نمیدانم از کجا ،کی،چطور؟این همه تغییر ،این همه صبر،این همه عشق❤  پیدا میشود.....

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

عزیزم هیچوقت برای تغییر دیر نیست میتونی از همین الان شروع کنی به تغییر کردن روی کاغذ برای خودت بنویس که دوس داری چجوری باشی و از کدوم اخلاقت بدت میاد بعد سعی کن بهشون نظم بدی
منم مثل توام دلیلش اینه که انگیزه ای برای زندگی نداریم منم خونم اونثد ریخت و پاشو که اصلن حال هیچی رو ندارم
خدایا فرشته کوچیکم پسر عزیزمو به من برگردون.من به امید تو فقط زنده ام خدای من
2790
2823
2791
2779
2792