2777
2789
عنوان

شلختگی

200 بازدید | 16 پست
از دست خودم خسته شدم خیلی بی انگیزم یه چند روز خونها رو از بس میریزم منفجر میشه بعد خودم و مرکشم تمییز بشه تو همه چی افراطی هستم هم تو تمییزی هم تو شلختگی یه روز شام دارم چندروز ندارم دلم واسه همسرم می سوزه از خودم خسته شدم دیروز مادر شوهرم اینا اومده بودنبعد شام اضافی غذاهارو چپوندم تو یخچال برادرشوهرم در یخچالو باز کرد گفت وای چه خبره چه قدر بهم ریختس آب میخواست خودم گفتم دریخچالو باز کن خجالت کشیدم
منم الان از دست خودم دارم دیوونه میشم وسواس گرفتم پدرم داره در میاد.دلم برای شلختگیم تنگ شده

مادر که میشوی نمیدانم از کجا ،کی،چطور؟این همه تغییر ،این همه صبر،این همه عشق❤  پیدا میشود.....

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

عزیزم هیچوقت برای تغییر دیر نیست میتونی از همین الان شروع کنی به تغییر کردن روی کاغذ برای خودت بنویس که دوس داری چجوری باشی و از کدوم اخلاقت بدت میاد بعد سعی کن بهشون نظم بدی
منم مثل توام دلیلش اینه که انگیزه ای برای زندگی نداریم منم خونم اونثد ریخت و پاشو که اصلن حال هیچی رو ندارم
خدایا فرشته کوچیکم پسر عزیزمو به من برگردون.من به امید تو فقط زنده ام خدای من
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108