یروز ینفرغریبه یه دختری رو ب مامانم معرفی میکنه ک بگیره واسه داداشم از جایی ک مادرم اعتقاد داشت داره سن داداشم بالا میره رفتن خواستگاری دونفره ولی جلسه اول مامانم نپسندیده بود دختره شماره داداشمو گرفته بودو هی زنگ میزدتا جایی ک ب مامانم وداداش بزرگمم زنگ میزد کبیاین ماروعقدکنین و...
داداشم تحقیق کرده بود گفته بودن دختره خل وضعه مادرشم خیلی غربتیه