مامان و بابای من تو یکی از روستاهای شمال یه ویلای کوچک ساختن و تعطیلات اکثرا میریم اونجا. اصالتا هم واسه اونجا هستن.
چندوقت پیشا مادرشوهرم داشت فرشاشو میداد قالیشویی ، من گفتم اگه کسی وانت داشته باشه و خودش ببره هزینه کمتر میشه، اصرار میکرد که نه فرقی نداره، گفتم همکارم این کارو کرده و متری ۵ تومن کمتر گرفتن، انگار واژه همکار رو مادر شنید و گفت خب اونجا دهاته معلومه که با وانت نمیان ببرن و بیشتر میگیرن. (ربطی نداشت حرف مادرمو بزنه، همون روستا هم قالیشویی میاد بگیره)
چندبار با صدای بلند و جدی گفتم کجا دهاته؟ خونه ما رو میگید دهات؟ همه آرزو دارن اونجا خونه داشته باشن، پشت سرم داشت حرف میزد و حرفو عوض کرد و گفت از فریزرت برام باقالی میاری و منم انگار که هیچی نمیشنوم، رفتم سمت خونه خودم... آخر سر فقط شنیدم داشت میگفت انگار نمیشنوه.
من با واژه دهات مشکلی ندارم از این حرصم گرفت که اینا خودشون از یکی از روستاهای دورافتاده که هیچ امکاناتی نداشت مهاجرت کردن به استان ما.... اونوقت به من همچین چیزی میگه.
رفتم به همسرم گفتم، اونم طبق معمول گفت مادرم منظوری نداشته، نمیتونه کلماتو به فارسی خوب بیان کنه، آخه بعد ۵۰ سال اینجا زندگی کردن هنوزم نمیتونه؟ همیشه همسرم همین بهانه رو میاره.