بزار برات توضیح بدم خودت قضاوت کن
بمیرم براش از صبح تا شب ساعت دوازده سرکاره اصلا استراحت ندازه ی روز تو هفته رو بیکاره اونم اینبار شبش با پسر عمش و دوستاش رفته بودن تو باغ یکی از دوستاش تا ساعت سه شب برنگشتن کلا بی خبر بود گفت نت نداشتیم اونجا پسر عمشم میدونم خیلی ادم لاشیه اهل دودو مشربو این چیزاس دوستاشم لابد مثل خودشن برا همین خیلی بوم اومد که با همچین ادمایی تا ساعت سه بیرون بوده
روز بعدش پیام داد توضیح داد برام که کجا بوده و اینا ولی من ازش ناراحت شدم هرچقد گفت حالت چطوره کجات درد میکنه من سرد جواب دادم گف عکس بده ببینمت گفتم نمیخواد اونم ناراحت شد گفت باشه
دیگ بعد اون نه من پیام دادم نه اون دعوا نکردم حرف خلصی نزدیم که بگیم سر این ناراحت شدیم فقط نه اون پیام داده نه من
من از هین ناراحتم اونی که بدون من ی روز نمیتونست الان چجوری میتونه دو روز سراغی ازم نگیره خیلی دوستم داره همیشه هم ثابت کرده ولی نمیدونم چرا اینبار اینطوری کرد