سلام خانمایی که سیاست بلدن کمکم کنین لطفاً
من۲ساله که نامزد و عقد بودم و الان حدود ۲ماه هست که ازدواج کردم
توی این دوسال ۲بار با خانواده شوهرم رفتیم روستا چندروز موندیم
که هر دفعه توی همون چند روز موندن شوهرم هرجا میخواست بره منو هم میبرد
با پسر عموها میخواست بره کوه جمع پسرونه بودا بازم میگفت من میخوام خانمم باشه که اونا هم به اجبار خانم و خواهراشون رو می آوردن
یا شب مردونه میخواستن دور آتیش بشینن به منم میگفت بیا پیشم بشین
در صورتی که برادر شوهرم اینجوری نبود به محض اینکه میدید قداره زنش مثلا بیاد کوه زودتر ماشینش رو با جمع پسر عموها پر میکرد که جا برای زنش نباشه(بهمدیگه علاقه دارن ولی شوهرش جمع مردونه که میبینه اینجوری میشه)
حالا فردا قراره بریم روستا ،چندوقتی هم هست با جاری و شوهرش مشکل داریم حالا امروز از برای اینکه حرص منو در بیاره گفتن یادته اون موقع توی مسافرت شوهرت یع ثانیه نمیزاشت ازش جدا شی حالا این چند روز رو ببین که چجوری براش عادی شدی دیگه اونجا نگاتم نمیکنه
بعد از ازدواج درسته شور شوق دوران نامزدی و عقد کمتر میشه ولی دلم نمیخواد حرف اونا درست باشه جدا از اونا دلم میخواد شوهرم مثل همون دوران باشه
هنوز فردا نشده و نمیدونم رفتار شوهرم چجوری خواهد بود
ولی بگین چجوری رفتار کنم که بدون اینکه از شوهرم چیزی درخواست کنم خودش همونطوری رفتار کنه