حال دلم خوش نیست بچه ها ای یو ای کردم روز15بیبی چک.منفی شد ،،نزدیک دوساله منتظرم ،دیگه خسته ام و بی انگیزه ،15روز بخاطر ای یو ای از خونه بیرون نرفتم چون.خونمون پله داشت الان دیگه نمیتونم بیرون برم انکار احساس غریبی دارم ،همش گریه میکنم حس میکنم افسردگی گرفتم،دیگه انگیزه ندارم هیچکی درکم نمیکنه شوهرم میگه چه اشکالی داره بازم میریم دکتر بازم ای یو ای نشد ای وی اف ولی هیچکی نمیفهمه من دیگه تحمل ندارم ،دیگه خسته ام منفی دیدن ،انگیزه زندگی کردن ندارم کارم شده گریه کردن ،مگه یه نینی دادن واسه خدا چه کاری داره که حاضره بخاطرش بنده اش اینقدر عذاب بکشه؟چرا خدا صدامو نشنید دعاها و نذرو نیازامو ندیده گرفت؟مگه خدا مهربون نیست؟پس چرا اشکای من دلشو به رحم نمیاره؟مگه من چی خواستم ازش که اینقدر دلمو میشکونه ،مگه چه گناهی به درگاهش کردم که اینقدر عذابم میده؟چرا همین بچه رو میده به کسی که بره سقطش کنه؟چرا ما منتظرارو نمیبینه؟دلم نمیخواد از خونه بیرون برم ،استخدامی دلم نمیخواد شرکت کنم ،خدا زد همه زندگیمو خراب کرد 😭😭😭😭😭😭