2777
2789

شوهر خواهر شوهرم بیمارستان بود ما با اینکه راهمون دوره ولی رفتیم خونشون عیادت و در حد یه نهار و شام موندیم (شام نمیخواستیم بمونیم شرایطی پیش اومد مجبور شدیم شام بخوریم بعد بریم)

قربونی کرده بودن واسه شوهرش برای همه ی فامیلای شوهرش گوشت بردن. من که خداشاهده چشمم دنبال گوشت شون نبود ولی حتی یه تیکه کوچیک برامون نذاشتن اما اگه من بجاشون بودم و اونا میومدن خونم و قربونی داشتم من،حتما یه تیکه بزرگ میدادم بهشون.مادرشوهرم زن نسبتا خوبیع ولی خب بازم مادرشوهره دیگه.اونم دیشب اونجا بود.بنظرتون این رفتار زشت شونو به روشون بیارم یا ساکت بمونم؟چون من خیلی دوست ندارم با اونا در ارتباط باشم ولی خب یبار که نرفتم خونشون مادرشوهرم ناراحت شد وگفت مگه دختر من چیکارت کرده که خونشون نرفتی با اینکه از اول ازدواجم دیدن خواهرشوهرم چقدر دخالت کرد تو زندگیم ولی بازم این حرفو به من زد

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

به نظرمن اصلابه زبون نیارفکرمیکنن شماگرسنه یه ذره گوشت بودین

خودمم از همین میترسم که فکر کنن من احتیاجم به اون یه تیکه گوشت بوده ولی خودشون ازمن توقع دارن  هرکاریم ک کردن و هر حرفیم که زدن همیشه در کمال احترام باهاشون رفتار کنم 

فعلاچیزی نگوولی شماهم یه وقتایی مثل خودشون رفتارکن تامتوجه بشن زشته این کارا

خودشون متوجه کاراشون نمیشن ک 

فک میکنن تاحالا هیچ رفتار بدی نکردن 

منم فک میکردم اگه چیزی نگم خودشون متوجه کار زشت شون میشن اما دفعه قبل ک نرفتم خونه خواهرشوهرم همه ناراحت شدن گفتن مگه چیکارت کرده بوده نرفتی 

حتی شوهرمم اینو گفت 😐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز