2821
2789

شوهر خواهر شوهرم بیمارستان بود ما با اینکه راهمون دوره ولی رفتیم خونشون عیادت و در حد یه نهار و شام موندیم (شام نمیخواستیم بمونیم شرایطی پیش اومد مجبور شدیم شام بخوریم بعد بریم)

قربونی کرده بودن واسه شوهرش برای همه ی فامیلای شوهرش گوشت بردن. من که خداشاهده چشمم دنبال گوشت شون نبود ولی حتی یه تیکه کوچیک برامون نذاشتن اما اگه من بجاشون بودم و اونا میومدن خونم و قربونی داشتم من،حتما یه تیکه بزرگ میدادم بهشون.مادرشوهرم زن نسبتا خوبیع ولی خب بازم مادرشوهره دیگه.اونم دیشب اونجا بود.بنظرتون این رفتار زشت شونو به روشون بیارم یا ساکت بمونم؟چون من خیلی دوست ندارم با اونا در ارتباط باشم ولی خب یبار که نرفتم خونشون مادرشوهرم ناراحت شد وگفت مگه دختر من چیکارت کرده که خونشون نرفتی با اینکه از اول ازدواجم دیدن خواهرشوهرم چقدر دخالت کرد تو زندگیم ولی بازم این حرفو به من زد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

به نظرمن اصلابه زبون نیارفکرمیکنن شماگرسنه یه ذره گوشت بودین

خودمم از همین میترسم که فکر کنن من احتیاجم به اون یه تیکه گوشت بوده ولی خودشون ازمن توقع دارن  هرکاریم ک کردن و هر حرفیم که زدن همیشه در کمال احترام باهاشون رفتار کنم 

فعلاچیزی نگوولی شماهم یه وقتایی مثل خودشون رفتارکن تامتوجه بشن زشته این کارا

خودشون متوجه کاراشون نمیشن ک 

فک میکنن تاحالا هیچ رفتار بدی نکردن 

منم فک میکردم اگه چیزی نگم خودشون متوجه کار زشت شون میشن اما دفعه قبل ک نرفتم خونه خواهرشوهرم همه ناراحت شدن گفتن مگه چیکارت کرده بوده نرفتی 

حتی شوهرمم اینو گفت 😐

2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز