خیلی حالم بده امشب
با یکی از دوستام حرف میزدم،امشب عقدش بود، بعد دوسال دوستیو با کلی سختی به هم رسیدن
عکسای مراسمشون رو برام فرستاد کلی خوشحال شدم براش
بعد اینکه مکالممون تموم شد غم عالم نشست به دلم
بعیده که یه روزی منم حسی که اون داره رو تجربه کنم
دلم جایی گیر کرده که نشدنی ترینه...
به خودش میگفتم امشب که بی قرارتم و بهونه گیر،با دوستمم حرف زدم بی قراریم بیشتر شد
گفتش قرارت میشم عمرم، درستش میکنیم،به کلی سالی که کنار هم میمونیم فکر کن،به روزای خوبمون که الانم داریم و بیشترم میشه ، خدابزرگه، تو زندگی منی ...
ولی حال من خرابه دعا کنید برام