امروز میرم بیمارستان ای سی یو تختی که مادرم خوابیده بود و جون داد رو میخام از دور ببینم خدایا دلم برا مادرم خیلی تنگ شده نمیدونم به کجا برم به کی بگم دردمو نمیدونم چگونه تحمل کنم این مصیبت رو فقط با اشک برای شما دوستای مجازیم می نویسم شما شایدکمی دردم کم بشه و عقده های دلم خالی