تو کودکی توسط مادر عصبی بزرگ شدم اونم مقصر نبود خیلی عذابش داده بودن کمی افسردگی داشتم وقتی ازدواج کردم همسرم با خیانت هاش افسردگیمو شدیدتر کرد.. هیچی حالمو خوب نمیکنه حتی دوست ندارم همسرم بیاد خونه. ایشون عاشق یکی دیگه بودن خانواده اش راضی نبودن بارها سرهمین مساله دعوا داشتیم حس میکنم اضافی ام و یه بارم تو دعوا بهم گفت من میخواستم جدا شم ولی تو آویزون بودی از اول بعد کلی معذرت خواهی کرد هدیه اینا گرفت تا از دلم دراره. یه مدته خیلی عوض شده مثلا متعهدتر شده ابراز علاقه میکنه خواسته هایی که داشتمو یکی یکی رفع میکنه ولی من خوشحال نمیشم. نمیتونم 😭 حرفاش میاد تو ذهنم همش یهو مود افسردگی میگیرم. خیلی تنهام کاش یه پشتیبان داشتم منو از این زندگی نجات میداد