عزیزدلم شما میتونی زندگی یه دختر بی پدر و بی پولی که هزیته های کتاباشو به سختی و مشقت فراهم کرد تصور کنی
میتونی زندگی یه دختر که تنها ارزوش تحصیله چون علاقه داره تصور کنی که اگه دانشگاه آزاد و پردیس و... قبول شه باید قید درس خوندن رو بزنه
شما میتونی تصور کنی که هرشب با استرس خوابیدن و هر صبح با استرس بیدار شدن رو
میتونید تصور کنید سندرم روده تحریک پذیر و استرس هاشو
و در اخر میتونید تصور کنید همکلاسی ک یه جا باهاش درس خوندن و بیشتر از اون حتی تلاش کردین الان دانشگاهه و من کنج خونه افسردگی گرفتم و حس اضافه بودن و بی ارزش بودن رو دارم؟؟؟؟؟