2777
2789
عنوان

حق با کیه؟

279 بازدید | 34 پست

سلام خانوما..پدرشوهرم یه زمین داشت خراب کرد به ۳ تا پسراش گفت بیاین برا خودتون خونه بسازین ما از همون اول گفتیم ما نمیخواییم چون نمیخواییم اونجا زندگی کنیم خلاصه پدرشوهرم خودش رفت از طرف خودش یه طبقه رو هم به اسم ما نوشت که وام ساخت و ساز بدن منم مدام میگفتم که دوست ندارم با همه تو یه ساختمون زندگی کنم چون قبلا خیلی اذیت شدم‌ شوهرم کم کم ساخت با پول خودش اما هنوز داخل خونه کلی کار داره ماهم گفتیم میسازیم میدیم رهن اول گفتن باشه حالا میگن نه در خونت رو ببند یا خودت میای یا حق رهن دادن هم نداری حالا ما موندیم سرگردون رسما حق استفاده از خونه رو نداریم هرازگاهی هم بحث میشه سراین موضوع خونوادش میگن تقصیر زنته که نمیاد اینجا بشینه حالا من از شوهرم مبپرسم چیکار کنیم میگه فکر کن اون زمینه یا اصلا نیست..میگم تکلیفتون روشن کن میگه تو کاره ایی نیستی خودم  پول دادم ساختم تو دخالت نکن..البته اینم بگم کل طلاهامو فروخت..

دلم خیلی شکسته...وقتی هم گله میکنم میگم من از این طرز حرف زدن که میگی کاره ایی نیستی ناراحتم میگه حالا حق میدم چرا مردای دیگه خیانت میکنن چون زناشون یه بحث و خیلی کش میدن..وجدانن این حرفه!!!!یعنی من حق ندارم بدونم تکلیف چیه حق ندارم ناراحت شم؟خیلی خستم از این رفتارا..جایی نداشتم حرفمو بزنم کسی هم نیست باهاش دردودل کنم..احساس میکنم خیلی داغونم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

الانم مستاجریم از همه چیمون زدیم بتونیم پول جمع کنیم اونجا رو بسازیم به امید اینکه بتونیم بدیم رهن..اول قبول کردن اما حالا زیرش زدن...

اگه اخلاق خوبی میداشتن اگه این همه اذیتم‌نمیکردن اگه شوهرم وقتی اونجا بود رفیق بازی نمیکرد من میرفتم زندگی کنم اما حتی وحشت برگشتن به اونجا رو دارم میترسم همه چی دوباره تکرار شه..

از اول پولتونو میدادین یہ زمین جدا گانہ میخریدین میساختین یا اپارتمان میخریدین شریکی فایدہ ندارہ الا ...

ما گفتیم نمیخواییم وقتیم رفتن وام به اسم ما نوشتن شوهرم بهشون گفت ما نمیایم گفتن باشه حالا تو بساز..به شوهرم گفتم زیرش میزنن گوش نداد خیلی گفتم بخدا

عزیزم کاش همون اول زمین رو به یکی میفروختید 

اگه پدرشوهرتون قانونی میداد به همسرتون میفروختین با پولش یه کار دیگه میکردین 

ولی خب ببین این الان دعوای بین شوهر شما و خانوادشه بزارید خودش اگه میخواد کاری بکنه انجام بده شما چیزی نگید بنظرم خیلی زیاد اشتباه کردین طلاها تونو فروختین 

ولی همسرتون حق نداره همچین حرفی بزنه 

دفعه دیگه گفت قاطعانه بهش جواب بدین 

که ناراحت میشین و شمام میتونین خیانت کنین یا دوس پسر بگیرین فقط در همین حد بگین بعدش هرچی عصبانی شد و داد زد سکوت کنین که دعوا بدتر نشه 

فقط بدونه که نباید همچین غلطی رو تو ذهنش بیاره 

بعدم الان شما ول کن واقعا و حواست باشه تحت هیییییچ شرایطی نری اونجا زندگی کنی 

تواضعی عزت بخش                                               به خدا تواضع کن و در برابر فرامینش مطیع باش تا زورگویان نتوانند تو را ذلیل و فرمانبردار خود کنند            ارزش هرفرد متناسب با فرمانده اوست 💕
ببین هردو طرف حق دارید ولی تو فک کن ی خونه داری ی گوشه.حالا رهن نده.ب جاش باید اولش شرط میکرده چون ط ...

اون خونه چه فایده ای داره وقتی نشه ازش استفاده کرد .مستاجریم اگه اونجا پول نمیدادیم حداقل پول برای رهن خونه میذاشتیم کنار یا از این مسکن ها ثبت نام میکردیم..تو این وضعیت خونه ها که خودتون خوب میدونین چقد گرونه ما حتی ۵۰ تومنم پول پیش خونه نداریم

عزیزم کاش همون اول زمین رو به یکی میفروختید  اگه پدرشوهرتون قانونی میداد به همسرتون میفروختین ...

هنوز سند مادر به اسم پدرشوهرمه  و تفکیک نشده من میترسم به اسممون نکنه فقط یه وام مسکنه که به اسم شوهرمه..

من راضی نبودم بفروشه ولی گفت طلاها که مال تو نیست تو که پولشو ندادی...

به اسم من کنه!!!!هنوز چیزی به اسمم نیست مادرشوهرم یه سره میگه هیچی نباید به اسم زن کرد چون اعتمادی نیست..در صورتیکه جاری بزرگم همه چی از ماشین و خونه به اسمشه

ببین به نظر من برید اونجا خودتو بیشتر از این اذیت نکن 

این سرسختی که میکنی بیشتر خودتو عذاب میده

برو اونجا زندگی کن ولی رعایت کنید زیاد با هم رفت و امد نکنید مشکلی پیش نمیاد حدو مرز بذارید مشکل کمتر میشه

ولی در کل نم قبول دارم در کنار هم بودن مشکل سازه 

اگرم مشکل پیش اومد بذار شوهرت خودش متوجه بشه الان روی تعصب نمیفهمه منظور شما رو

خودتم سعی کن اروم باشی و لذت خونتو ببری

خدایا من از تو ، تو را خواهم و بس
ای بابا بہ زور کہ نمیشہ کسی رو مجبور کرد این دیگہ بی انصافیہ 

بابام گفت کمکتون میکنم بسازین تا قبل عید نذاشتن کلی حرف پشتمون زدن که پدر زنت به تو یاد میده..این خونه داخل خود شهر هم نیست و محیط خوبی نداره..ایناش به کنار من یکسال اونجا زندگی کردم (یه خونه جدا) بدترین روزای عمرم بود..من بخاطر بچم بخاطر زندگیم نمیخوام دوباره تو اون شرایط قرار بگیرم...

آفرین به همچین پدرشوهری که با وجود اینکه شما گفتید من نزدیک شما نمیام بازم بهتون اجازه ساخت تو زمینشو داده بماند شرایط شما وقضایای قبلا رو ،به نظرم فعلا برای فروش یا رهن پافشاری نکنید یکی دو سال خالی بمونه شوهر تون یا پدر شوهرتون قانع میشه تو این مورد همه چی رو بسپارید به زمان ،که خودش کارتونو درست میکنه

ببین به نظر من برید اونجا خودتو بیشتر از این اذیت نکن  این سرسختی که میکنی بیشتر خودتو عذاب می ...

اینا که شما میگی درسته اگه با آدمای نرمالی طرف باشی..نه اینکه مرد ۶۰ ساله (پدرشوهرم)مثل بچه ها با من لجبازی میکنه

آفرین به همچین پدرشوهری که با وجود اینکه شما گفتید من نزدیک شما نمیام بازم بهتون اجازه ساخت تو زمینش ...

وقتی میدونست نمیایم چرا داد؟؟؟چرا بدون اینکه ما خبر دار بشیم وام به اسممون برداشت مارو گذاشت تو عمل انجام شده...چرا قبول کرد!!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز