برای کسب تجربه رفته بودم یه دختری بود دوسال ازمن کوچیکتربود اونجا کارمیکرد صاحب آرایشگاه هم روزی دوبارمیومد سرمیزدومیرفت دیدم دختره که مشتری میومد پولارویواشکی میذاشت توجییش مثلااگه تویه روز۴تامشتری داشت به صاحب آرایشگاه میگفت دوتا مشتری داشتیم بهش گفتم چرااینکارومیکنی گفت چون پول بهم کم میده حقمو نمیده باتلفن آرایشگاه زنگ میزد شهرستان یه ساعت حرف میزد میگفت هیچی نگو چطوری اون پول ازگلوش پایین میرفت رسمادزدی میکرد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.