2777
2789
عنوان

ذهنم قویه

152 بازدید | 10 پست

من خاطره های یک و نیم ساگیم یادمه

کسی هست اینجا اینجوری باشه؟؟

مثلا هر از گاهی میشینم به مامانم یه خاطره تعریف میکنم بعد میپرسم اون موقع چند سالم بود مامانم میگه دو سالت ، یا مثلا سه سالت ، اوج خاطره‌ای که یادمه تقریباً یک و نیم سالم بود 😐

متاسفانه منم همینم 

با جزئیات همه چیز یادم میمونه 

اصلا خوب نیست اصلا 

یه وکیل - مهندسِ فمینیستِ محیط زیستیِ آچار به دست که عاشقِ همسرش ، حیوانات ، موسیقی و زندگیه #حامی_حیوانات #individualism# childfree #vegan

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

نه...
من فقط یه سری محرک ها منو میتونه تا اون زمان از کودکی ببرن
اما خاطره یادم نمیمونه
مثلا یه بوی غذای خاص که بهم میخوره...میگم وای چقدر این بو برای من اشناست...بعد میفهمم این بو برمیگرده به 2.3 سالگیم
اما تا 1.5 سالگی یادم نمیاد
خاطره هم خیلی یادم نمیاد از اون زمان های قبل...خیلییی تک و توک...

زندگی یعنی: یک سار پرید....از چه دلتنگ شدی؟    دلخوشی ها کم نیست مثلا این خورشید🌟🍃

منم یه خاطره، فقط یه لحظه از ۲سالگیم یادمه

عروسکی که بیمارستان بودم و مامانم برام خرید و آورد داد بهم و گذاشته بود روی شکمم، چشم باز کردم عروسک رو دیدم، اون لحظه رو قشنگ یادمه اما خانوادم میگن بعیده شاید تصویر سازی ذهن باشه

چون بارها اون روزارو برام تعریف کردن

اره دقیقا لحظه به لحظه و با جزئیات همه چی تو ذهن میمونه

خوب نیست اصلا 


یه وکیل - مهندسِ فمینیستِ محیط زیستیِ آچار به دست که عاشقِ همسرش ، حیوانات ، موسیقی و زندگیه #حامی_حیوانات #individualism# childfree #vegan

من نمیدونم دقیقا از ۱.۵ ، ۲ یا ۳ یادمه آره خاطرات بد همش تو ذهنم مرور میشه البته حافظه کوتاه مدتم افتضاحه همش سر حفظ کردنیا زجر میکشیدم مثلا نمیدونم ۱.۵ یا بزرگتر بودم مامانم رو پاش خوابونده بودم چادر کشیده بود رو سرم با تشر میگفت بخواب حتی یادمه کدوم چادرش بود به خودشم چند بار کفتم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108