ی دخترخانومیو میخاستم.دیر رفتم براش نامزد کرد.هر چند با تحقیقی ک کردم ظاهرا فرهنگ هامون بهم نمیخورد و جوابش منفی بود؛پرستاره قراره بره آلمان کلا؛ اطرافیان بهم میگن چرا ازدواج نمیکنی ؟ شغل خوب داری ماشین خونه نمیدونن ک اون کسیو ک میخاستم رفته؛میگن این نشد بعدی و اصلا مگه میشه آدم دوبار عاشق شه و ب همین راحتی اونو فراموش کنه؟ همه گوشه قلبشون ی جای خالی دارن ک هیچوقت پر نمیشه؛ ی جراحت؛ ی زخم