اینجور چیزی میخوای؟ 😁
از نرده ها سر خوردم و رفتم پایین
شمسی خانم با دیدنم چنگی به صورتش زد و گفت :خدامرگم بده
سوار بنزم شدم و به سمت دانشگاه راه افتادم
امروز با استاد ارشام /ارتان کلاس داریم همون که ازش متنفرم
رفتم خونه دیدم آرتان داره با بابام بگو بخند میکنه گفتم تو اینجا چکار میکنی؟ اونم گفت سوال منم همینه