سرماخورده بودم دوشب مامانم بادکش انداخت بهم خوب شدم امروز بعداز ظهر مهمونی دورهمی هم ورودی دانشگاه بودم شالم افتاده بود متوجه نشدم از پس گردنم یکی از بچه ها دید گفت گردنت چرا کبوده همه اومدن حتی پشتمم نگاه کردن😥
اره والا حالا چی فکر کنن نمیدونم اینم کی اقوام شوهرم همشون بودن 😢😢😤 دیگه چی فکر کن ...
آره بابا بیخیال خوب منم بخاطر خوب شدن از بدن درد و گلو درد انداخته بودم خوب خیلی ها میندازن اینها بیشعوری کردن پیرهنمو زدن بالا پشتمم نگاه کردن یه حسی بهم دست داد😥