اقا شوهرم خوابیده منم تنها تو پذیرایی بودم یهو یه صدای جیغ و بدو بدو شنیدم از ترس میخکوب شدم😐
قلبم تند تند میزد انقد ترسیدم برادرشوهرم واحد بغلی ماس نگو اونا بحثشون شده
بعد جاریم قهر کرد انگار رف خونه باباش یجوری داد میزدن صداشون میومد
از ترس دست و پام میلرزه همیشه یه جیغای بنفشی میکشع همه رو از خاب بیدار میکنه😶