امشب رو مبل دراز کشیده بودم دیدم مامانش تو آشپزخونست داره صورتش بوس میکنه بعد این مادرش ۷۶ سالشه بچه هاش انداختنش بیرون شوهرم با اصرار آوردش اینجا من ازش خوشم نمیاد دعوا حسابی باهاشون کردم دادو بیداد کردم هر از دهنم در اومد به بچه های بی غیرتش گفتم بعدم وسایلام جمع کردم صبح برم از اینجا گفتم حق طلاق بده بعم مهریمو میبخشم گفت باشه حامله ام هستم بشدت از دل و قلوه دادناشون تو خونه متنفرم خیلی رو مغزمه برای مامانش لقمه میگیره بوسش میکنه من دیگه طاقت این کاراشون ندارم
نظر مخالف داری ریپلای نکن لطفان حوصله بحث ندارم،توتاپیکی ک نظر میدم فقط واسه استارترهست نخود آش نکن خودتو،اگر بیشتر از ۶ ماه تاپیک نزدم مطمئن شید دیگه تو این دنیا نیستم ،واسم فاتحه بخونید 🥺عشقِ پیشی🥺🐈⬛لُرم💪💪💪❤️🔥❤️🔥❤️🔥 79
مادرشه . تو میتونی فقط از خونه ات موندنش ناراحت باشی شاید حق داری
لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
نظر مخالف داری ریپلای نکن لطفان حوصله بحث ندارم،توتاپیکی ک نظر میدم فقط واسه استارترهست نخود آش نکن خودتو،اگر بیشتر از ۶ ماه تاپیک نزدم مطمئن شید دیگه تو این دنیا نیستم ،واسم فاتحه بخونید 🥺عشقِ پیشی🥺🐈⬛لُرم💪💪💪❤️🔥❤️🔥❤️🔥 79
واقعا برات متاسفم تو باید به همسرت افتخار کنی که به مادرش محبت میکنه خوبه خودت حامله ای خودتو بزار جای اون مادر ، چقدر دلم براش سوخت
به لحظه ای فکر می کنم🍁🍁🍁که بعد از هر بار اشک ریختن🍁🍁🍁صورتم را با دستان خودم پاک می کنم🍁🍁🍁خودم را مرتب می کنم 🍁🍁🍁و به زندگی ادامه می دهم🍁🍁🍁به گذرا بودن همان لحظه فکر می کنم 🍁🍁🍁و گذرا بودن مابقی اتفاقات زندگی 🍁🍁🍁و گذشتن عمری که از شما چه پنهان 🍁🍁🍁به فردایش هیچ اعتباری نیست🍁🍁🍁 و در همان لحظه نفسی می کشم🍁🍁🍁هر اتفاقی که نیاز به بخشش من دارد می بخشم 🍁🍁🍁و می گذارم در گذشته ام برای همیشه بماند🍁🍁🍁و ادامه لحظه های باقی را 🍁🍁🍁 نوش جان می کنم