گاهی دیگه روم نمیشه ازت با بقیه حرف بزنم بگم وای باز دلم واسه این پسره تنگ شده
کارو به ی جایی رسوندی تا اول اسمتو میگم بقیه میگن نگو خواهشا.
راستش خسته شدم انقد دنبالت دوییدم
فقط یه چیزی
به من بگو چطور قراره اون همه خاطره و چیزای بینمون رو فراموش کنی تا منم بتونم چون من حواسم به خودم نیست اما به تو چرا.
و تو داری یک جوری زندگی میکنی که انگار هیچوقت نبودم 🙂