منو جاریم تو یه ساختمونیم رابطتمونم صمیمیه ولی مشکل اینه که بچش خیلی اذیت میکنه چندین ساله دارن از دستش زجر میکشن دو دقیقه با بچم میرم خونشون همش حمله ور میشه سمت بچم یا میترسونتش اون هشت سالشه بچه من دو سالو نیمشه یه وقتا میبینم جای نیشگون یا خنج رو بدنه بچم ولی مطمئن نبودم کاره اون باشه و یوقتم میدوید میومد میزد تو سره بچه من .ولی دیگه چندروز پیشا که نشسته بودیم یهو آب یخ کلمن رو ریخت تو لیوان پاشید ب بچم .اصن یه لحظه بچم خشک شد خیلی غصبانی شدم اما هیچی نگفتم چون ب اندازه کافی مامان باباش شرمندن از دستش .الانم بچم سرما خورده .شما جای من بودید چکار میکردید ارتباطتون رو قطع میکردید باهاشون ؟چکار کنم؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم با جاریم تو یه ساختمونیم و اونم مثل تو بچش از بچه ی من بزرگتره ، کاملا درکت میکنم چون شرایطمون تقریبا مثل همه ، فقط بهت میگم ازشون دوری کن ، دوری کن ، دوری کن
هیچ چیزی ارزش اینو نداره که بچت اذیت بشه
ناراحت نباش رفیق ... زندگی فقط صد سال اولش سخته ...❤️🩹
ما همیشه پیش همیم مشکلی هم باهم نداریم مشکله من بچشه خیلی کاراش عجیب غریبن واقعا من ندیدم بچه اینجر ...
وا یعنی چی همون وقت باید یجوری میگفتی غیر مستقیم که بچمونو تربیت کنید و من از دستش ناراحتم
؛ خواستار پایان محکوم به ادامه🫠✨🌱من فرزند کوروش هستم فرزند شاه جهان هستم .. "من نور دخت پارسی ام " نگه دار بیان "فارسی ام" اهورایی ام " ارژند پاکمانی ام " شاه بیت خوارم .. "بانوی داورم" وارث کمال آرش ام "خون رگ سیاوشم" فرزند فاتح بابل ام .. "پارت ام .اشکانی ام .ساسانی ام " من دختر ایرانی ام ..