همیشه برام نقطه ضعف بوده..مگه گناه من چی بود که تو بچگی یه طرف بدنم سوخت با شیر داغ..کل دستم پشت کتفم پهلوم و نصف شکمم سوخته😔ارزوم بود یبار تاپ بپوشم بدون اینکه خجالت بکشم.. شوهرم تا حالا بروم نیورده اصلا ولی خودم خجالت میکشم.. حتی برا عروسی هم پام کردم تو یه کفش که عروسی نمیخام ولی خونواده شوهرم خ اصرار داشتن با اینکه لباسم پوشیده بود استین دار بود ولی بازم کل شب استرس داشتم 😔😔
یه دختره هست میاد باشگاه...............نصف دستش و پهلوش سوخته........همیشه هم تاپ و نیمتنه میپوشه
دیگه نه صلوات میفرستم نه دعا میکنم نه اسمتو میارم نه باهات حرف میزنم نه برات نامه مینویسم....چرا همه چی یطرفه باشه؟؟؟فقط من صدات کنم؟تو جواب ندی؟این رسمشه؟برو با همون بنده عزیزات که براشون کم نمیذاری.منم یه گوشه این دنیا زندگیمو میکنم تا .......