آقا من قراره ۲۴ ام شهریور بیام یه چند روز سفر آب و هواتون چه جوریه ؟ سرده گرمه شرجیه؟ چه لباسی بردارم!؟
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم آن من مغرور سر سختم یا من مغلوب دیرینم؟ دارم تلاش میکنم لایف استایلم رو بهبود ببخشم. حامی اهدای عضو ودوست دار محیط زیست .از آدمایی که اشغال و فیلت.ر سیگارشون رو میندازن زمین بدم میاد!!!همه رنگهارو دوست دارم اما رنگ نیلی و ابی آسمونی وسفید و کرم رو خیلی دوست دارم.اشعار حافظ و فروغ از خود بیخودم میکنه.فکر کنم توی زندگی قبلیم یه کولی بودم که عاشق رقص و اواز بوده!کاش تناسخ واقعی باشه :) یه روزی که نزدیکه یه روزی که بلاخره میرسه، من اونروز تمام رویاهام رو زندگی کردم …امید که تا اون روز دوام بیارم و زنده باشم ::)ته قلبم انگار یه استخر غمه.ماههاست کسی استفادهش نکرده،آبش راکده،روش پر از برگه، شمشادای دورش زرد شدن،گلدونای اطرافش خشک شدن،آبش کم کم داره بو میگیره.نفس عمیق که میکشم یه موج کوچیک روی سطح آب پدیدار میشه ولی انگار نه انگار.خورشید داره غروب میکنه،کلاغها سر صنوبرها دارن گریه میکنن ولی دارم تلاش میکنم که بهش روح ببخشم و از نو درستش کنم چون که یه روزی یه نفر گفت : تو حق داری نا امید بشی ... خسته بشی ، گریه کنی و در اخر با زانو بیافتی زمین ولیییی حقققق نداااری جااا بزنی!!!!باید بلند شی! باید ادامه بدی !برای تو خیلی زوده که بری ... تو باید بمونی و بزرگ بشی باید هر روز صبح اسمونو ببینی !توباید نفس بکشی ! تو باید شبا همهمه ی خیابونو نگاه کنی ! تو،باید توی زمستون از سرما بلرزی و قرمز شدن نوک بینیت رو حس کنی ولی نری ... تو این اجازه رو نداری افتاب هنوز سهمیه ای از گرمی تورو درون خودش داره تو باید صبحا ازون لذت ببری ... تو یه هویتی ... تو نفس میکشی ... تو زنده ای ... تو یه دختری که وجودش به هر چیزی میارزه ! اینو بدون یه نفر اون بالا هست که نمیخواد تو بری ... اون تورو دوست داره و منتظره به وقتش بهترینارو جلوت بزاره ... اون دوست داره و نمیخواد تو بری
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم آن من مغرور سر سختم یا من مغلوب دیرینم؟ دارم تلاش میکنم لایف استایلم رو بهبود ببخشم. حامی اهدای عضو ودوست دار محیط زیست .از آدمایی که اشغال و فیلت.ر سیگارشون رو میندازن زمین بدم میاد!!!همه رنگهارو دوست دارم اما رنگ نیلی و ابی آسمونی وسفید و کرم رو خیلی دوست دارم.اشعار حافظ و فروغ از خود بیخودم میکنه.فکر کنم توی زندگی قبلیم یه کولی بودم که عاشق رقص و اواز بوده!کاش تناسخ واقعی باشه :) یه روزی که نزدیکه یه روزی که بلاخره میرسه، من اونروز تمام رویاهام رو زندگی کردم …امید که تا اون روز دوام بیارم و زنده باشم ::)ته قلبم انگار یه استخر غمه.ماههاست کسی استفادهش نکرده،آبش راکده،روش پر از برگه، شمشادای دورش زرد شدن،گلدونای اطرافش خشک شدن،آبش کم کم داره بو میگیره.نفس عمیق که میکشم یه موج کوچیک روی سطح آب پدیدار میشه ولی انگار نه انگار.خورشید داره غروب میکنه،کلاغها سر صنوبرها دارن گریه میکنن ولی دارم تلاش میکنم که بهش روح ببخشم و از نو درستش کنم چون که یه روزی یه نفر گفت : تو حق داری نا امید بشی ... خسته بشی ، گریه کنی و در اخر با زانو بیافتی زمین ولیییی حقققق نداااری جااا بزنی!!!!باید بلند شی! باید ادامه بدی !برای تو خیلی زوده که بری ... تو باید بمونی و بزرگ بشی باید هر روز صبح اسمونو ببینی !توباید نفس بکشی ! تو باید شبا همهمه ی خیابونو نگاه کنی ! تو،باید توی زمستون از سرما بلرزی و قرمز شدن نوک بینیت رو حس کنی ولی نری ... تو این اجازه رو نداری افتاب هنوز سهمیه ای از گرمی تورو درون خودش داره تو باید صبحا ازون لذت ببری ... تو یه هویتی ... تو نفس میکشی ... تو زنده ای ... تو یه دختری که وجودش به هر چیزی میارزه ! اینو بدون یه نفر اون بالا هست که نمیخواد تو بری ... اون تورو دوست داره و منتظره به وقتش بهترینارو جلوت بزاره ... اون دوست داره و نمیخواد تو بری
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم آن من مغرور سر سختم یا من مغلوب دیرینم؟ دارم تلاش میکنم لایف استایلم رو بهبود ببخشم. حامی اهدای عضو ودوست دار محیط زیست .از آدمایی که اشغال و فیلت.ر سیگارشون رو میندازن زمین بدم میاد!!!همه رنگهارو دوست دارم اما رنگ نیلی و ابی آسمونی وسفید و کرم رو خیلی دوست دارم.اشعار حافظ و فروغ از خود بیخودم میکنه.فکر کنم توی زندگی قبلیم یه کولی بودم که عاشق رقص و اواز بوده!کاش تناسخ واقعی باشه :) یه روزی که نزدیکه یه روزی که بلاخره میرسه، من اونروز تمام رویاهام رو زندگی کردم …امید که تا اون روز دوام بیارم و زنده باشم ::)ته قلبم انگار یه استخر غمه.ماههاست کسی استفادهش نکرده،آبش راکده،روش پر از برگه، شمشادای دورش زرد شدن،گلدونای اطرافش خشک شدن،آبش کم کم داره بو میگیره.نفس عمیق که میکشم یه موج کوچیک روی سطح آب پدیدار میشه ولی انگار نه انگار.خورشید داره غروب میکنه،کلاغها سر صنوبرها دارن گریه میکنن ولی دارم تلاش میکنم که بهش روح ببخشم و از نو درستش کنم چون که یه روزی یه نفر گفت : تو حق داری نا امید بشی ... خسته بشی ، گریه کنی و در اخر با زانو بیافتی زمین ولیییی حقققق نداااری جااا بزنی!!!!باید بلند شی! باید ادامه بدی !برای تو خیلی زوده که بری ... تو باید بمونی و بزرگ بشی باید هر روز صبح اسمونو ببینی !توباید نفس بکشی ! تو باید شبا همهمه ی خیابونو نگاه کنی ! تو،باید توی زمستون از سرما بلرزی و قرمز شدن نوک بینیت رو حس کنی ولی نری ... تو این اجازه رو نداری افتاب هنوز سهمیه ای از گرمی تورو درون خودش داره تو باید صبحا ازون لذت ببری ... تو یه هویتی ... تو نفس میکشی ... تو زنده ای ... تو یه دختری که وجودش به هر چیزی میارزه ! اینو بدون یه نفر اون بالا هست که نمیخواد تو بری ... اون تورو دوست داره و منتظره به وقتش بهترینارو جلوت بزاره ... اون دوست داره و نمیخواد تو بری
یزد کویره خواهر جان همیشه گرمه زمستونشم خشک وسوزناک اوف
مرسی پس لباس خنکام رو بردارم 🥺
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم آن من مغرور سر سختم یا من مغلوب دیرینم؟ دارم تلاش میکنم لایف استایلم رو بهبود ببخشم. حامی اهدای عضو ودوست دار محیط زیست .از آدمایی که اشغال و فیلت.ر سیگارشون رو میندازن زمین بدم میاد!!!همه رنگهارو دوست دارم اما رنگ نیلی و ابی آسمونی وسفید و کرم رو خیلی دوست دارم.اشعار حافظ و فروغ از خود بیخودم میکنه.فکر کنم توی زندگی قبلیم یه کولی بودم که عاشق رقص و اواز بوده!کاش تناسخ واقعی باشه :) یه روزی که نزدیکه یه روزی که بلاخره میرسه، من اونروز تمام رویاهام رو زندگی کردم …امید که تا اون روز دوام بیارم و زنده باشم ::)ته قلبم انگار یه استخر غمه.ماههاست کسی استفادهش نکرده،آبش راکده،روش پر از برگه، شمشادای دورش زرد شدن،گلدونای اطرافش خشک شدن،آبش کم کم داره بو میگیره.نفس عمیق که میکشم یه موج کوچیک روی سطح آب پدیدار میشه ولی انگار نه انگار.خورشید داره غروب میکنه،کلاغها سر صنوبرها دارن گریه میکنن ولی دارم تلاش میکنم که بهش روح ببخشم و از نو درستش کنم چون که یه روزی یه نفر گفت : تو حق داری نا امید بشی ... خسته بشی ، گریه کنی و در اخر با زانو بیافتی زمین ولیییی حقققق نداااری جااا بزنی!!!!باید بلند شی! باید ادامه بدی !برای تو خیلی زوده که بری ... تو باید بمونی و بزرگ بشی باید هر روز صبح اسمونو ببینی !توباید نفس بکشی ! تو باید شبا همهمه ی خیابونو نگاه کنی ! تو،باید توی زمستون از سرما بلرزی و قرمز شدن نوک بینیت رو حس کنی ولی نری ... تو این اجازه رو نداری افتاب هنوز سهمیه ای از گرمی تورو درون خودش داره تو باید صبحا ازون لذت ببری ... تو یه هویتی ... تو نفس میکشی ... تو زنده ای ... تو یه دختری که وجودش به هر چیزی میارزه ! اینو بدون یه نفر اون بالا هست که نمیخواد تو بری ... اون تورو دوست داره و منتظره به وقتش بهترینارو جلوت بزاره ... اون دوست داره و نمیخواد تو بری